اول یه عذرخواهی بابت تاخیر...


مثل همیشه یک سر و گردن کثیف تر از همه می آیی

از این به بعد بلند پچ پچ ات می کنم

تا قدم هایت را دو دو که می زنی

چند متر نزدیک پیاده رو

توی حواس من پرت شوی

و من دیوانه وار تمام سعی ات را می کنم

درازی پاهایت را لای گلیم جمع می کنی و به میان بر های هم راست تر فرو که می روی

گل های قالی را حفظ کردی

و درست ته آن گلبرگ، لاکی پاهایت را می کشی

دیگر بلند پچ پچ ات نمی کنم

فقط کمی برایم سر و صدا بیاور

هیجان های کز کرده توی هیپوتالاموس مغز را

حالت تهوع دارم

سعی ام کن نگاه بردارم

از آن حاشیه ی لاکی رنگ قالی

میلاد معافی
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

کاش بالای سرت آفتاب ظهر می ماندم و تذکر سایه ی چشم هایت !

یادت باشد نگاهت جلوی پایت بماند

سایه ی ظهر راه دور نمی رود.

.........................................................

حوصله ی دندان های صحبتم سر رفته و صدای تو هم سقز کوه های بیهودگی ست

ای جویدنی بی حاصل سر دهان سردم با تو گرم نمی شود.

مینا رضایی