آثار خوانش شده در تاریخ 18/9/88


سوز دارد ! اما سوز ، از سرمای کویر نیست

سوز دارد ، سوز ! اما شکست ، شکست این خاک نیست

سوز دارد ، سوز ! اما صدا ، صدای پای من و شما نیست

قدم های به شماره افتاده ی شب را ، به شماره افتاده ، قدم های

شب را قدم می زنم . و آواز اَمردادش را بازتابی از نور ، از دور ،

سوز دارد ; اما سوز از چین و شکن و پیچ و تاب نیست .

و بند ، بند کفش هایم ، کفش هایش ، از سوز و از نور ;  اما بازتابی نیست !

 

قدم بر می دارد و چه سخت نفس می دهم به باد !

قدم بر می دارم و چه سخت نفس می دهد به باد !

قدم بر می دارد و چه سهل پا می گذارد بر قله ای که من فتح کرده ام !

چه سهل پا می گذارد ، می گذرد از ناخَن هایم که در بخت اشک

چشم هاش را درید و چراغ را خاموش کرد و صبح شد .

سوز دارد عزیز ، آری سوز دارد . به وقتی که دری به خانه ات

بسته اند و تو تنها کلید این سو را به دست داری !

    سوز دارد عزیز ، آری سوز دارد .

                        چراغ سقف خانه ی من

                                      روشنگر آواز دیگران .

 

ایلقار دادگستری


گوش می کنم

به صدایی که نمی آید

به هیچ هایی که می گویند و ...

 

نگاه می کنم

به کسی که نمی آید

به ثا نیه هایی که نمی گذرند

 

لمس می کنم

مخمل تنهایی تنهاترین شبها را

روح تکیده ی درخت را

 

میچشم

تلخی قهوه را

این تلخی بی پایان را

 

         فکر کن ...

                  تنهاتر از من انگار کسی نیست              

 

نیلوفر ناصری



آثار خوانش شده در تاریخ 88/9/11


چه ساده شروع شد

فکرش را بکن

آنقدر مهربان بودی که تمام واژه های این ذهن خسته را

تن زدی و شاعر شدم

به همین سادگی

حالا

تمام پس کوچه های این حوالی خسته اند از پرسه های

همان شاعری که بی تو

کافر شد .

شاعری که بغض هایش را قدم می زند

و هر وقت دلش برای حضورت تنگ می شود

بغض می کند!

گلایه نمی کنم

اینجا مدتی ست خو کرده ام

به تمام ثانیه های درازی که از تو

هیچ برایم می آورند

راستش را بخواهی

فاجعه ی رفتنت چیزی را تکان نداد

هنوز هم

قهوه می خورم.

قدم می زنم.

هستم.

اما

تلخ تر...

بیشتر...

تنهاتر...

صفاکیماسی



 لطفا سکوت را رعایت کنید !

اینجا دلی سرش درد می کند

رگبار فکر و خیال آرامشش را ربوده

پاتک دردی تازه

کیش و مات

بازی تمام شد

کاش دوباره شروع میشد

دوش به دوش میرفتیم و

پرواز می کردیم

پرواز

محمد فانی



برای مشاهده سومین شعر به ادامه مطلب مراجعه کنید...

 

ادامه نوشته