جلسه برگزار شده در تاریخ 88/12/17
در جلسه برگزار شده در تاریخ 88/12/17 علاوه بر اشعاری که پیش روی شماست از آقایان محمد فانی و معین محمدیان ، آقای قاسم رشیدا داستان خود با عنوان " فنجانی که جلویم گذاشته اند خالیست " را خواندند و اعضا پیرامون این آثار نظرات خود را بیان نمودند .
سبز.
آرام می شوم
آرامشی کامل
سکوتی در همهمه
چییییییس....
یک سطل آب
کاش ادامه یابد
همیشگی باشد
.
سیاه.
عکس می گیرید
نیم ساعت است که عکس می گیرید
پشت می کنید به هر چه داشتید و عکس می گیرید
نداشتید
چه می خواهید؟
نگاهی به پشت سرت بیانداز
می بینی؟
نمی بینی.
.
زرد.
بالای کاشی های آبی
آب در میان سنگ هایی که برق می زنند
از زرد
از آب
فقط بخاطر خواهش یک دوست
برای آرامشی کامل
دیدار دوستی که نیازش داری
نیازت دارد
برای آرامش
و آرام می شوم
آرامش کامل.
محمد فانی
رویت به روی من بود ،چشمت به جای دیگر
جسم و تنت همینجا ، دل در هوای دیگر
من سرخوش از نگاهت ، در دفتر خیالم
من در خیالت اما ، تو در خیال دیگر
کامم به کام عشقت ، لبریز از عطش بود
اما تو کامت اینجا ، بودش به کام دیگر
در جای جای قلبم نام توام نفس بود
گویا که بود عمری قلبت به نام دیگر
این است درد ساقی ، گوید به باده نوشش
حال خمارت اینجا ، مستت به جای دیگر
ای شب زده گذر کن از این جهان فانی
برخیز و گام بردار سوی جهان دیگر
معین محمدیان